
«وسواس» (Obsession) ساخته کری بارکر یکی از اون فیلمهای ترسناکیه که شاید با یه ایده آشنا شروع بشه، اما جوری پرداخته میشه که حسابی آدم رو درگیر میکنه. فیلم دقیقاً میره سراغ همون حسهای تاریک و خاکستریِ آدمها توی روابط؛ جایی که عشق کورکورانه کمکم خط مرزش رو با مالکیتطلبی و خودخواهی گم میکنه.
قصه از این قراره که «بیر»، یه پسری که همهجوره تو قشر آدمهای منزوی و شکستخورده قرار میگیره، سالهاست یواشکی عاشق همکارش «نیکی» شده. انقدر این شجاعت رو نداره که حرف دلش رو بزنه تا اینکه پای یه شیء خرافاتی و باستانی وسط میاد که ظاهراً آرزوها رو برآورده میکنه. بیر هم آرزو میکنه نیکی عاشقش بشه. آرزوش برآورده میشه، اما دقیقاً به کابوسوارترین شکل ممکن؛ یه عشق افراطی و خفهکننده که کمکم تبدیل به زندون جفتشون میشه.
چیزی که توی فیلم برام جذاب بود، اینه که کری بارکر زور نمیزنه با این جیغودادهای الکی و پرشهای ناگهانی (Jump Scares) تو رو بترسونه. ترس فیلم از جنس همون دلهرهی مزمنه؛ از همون دقیقهای که میفهمی بیر چه گندی زده و داری با عذابوجدان و ترسِ از کنترولخارجشدنِ اوضاع جلو میری.
بازی اینده ناوارت در نقش نیکی واقعاً دیدنیه. اون چرخشی که از یه دختر معمولی و مهربان به اون موجود آزاردهنده و غیرقابلپیشبینی پیدا میکنه، بینظیره. طوری نگاه میکنه یا میخنده که مو به تن آدم سیخ میشه؛ چون دقیقاً وسط این کابوس، ناامیدیِ یه آدم رو هم میبینی که روح و ارادهاش رو ازش گرفتن.
از همه اینها گذشته، فیلم یه نیش و کنایهی خیلی خوبی هم به اون تیپ مردهای اصطلاحاً «مهربانِ مظلوم» (Nice Guy) تو دنیای امروز میزنه؛ مردهایی که فکر میکنن چون محبت کردن، دنیا و آدمهاش باید بهشون باج بدن و مالک بیچونوچای طرف مقابلن.
در کل، «وسواس» فیلم شستهرفته و هوشمندانهایه که شاید بودجه کلانی نداشته باشه، اما دقیقاً میدونه چطور با کمترین ابزار، روان مخاطب رو قلقلک بده و تا مدتها بعد از دیدن، توی ذهنت تهنشین بمونه.
