کازهKAAZEH
نوشته‌هاآثاردربارهٔ کازهورودعضویت
  1. کازه/
  2. آثار/
  3. آرش (برخوانی)/
  4. او مردی ستوربان بود
کتابنقد تخصصی۲۵ تیر ۱۴۰۵ · ۲ دقیقه مطالعه

او مردی ستوربان بود

آرش (برخوانی)
م
به قلم مهرداد منش
SCORE
5.0 (2 رأی)
۲۶ بازدید
روایتحماسیداستان ایرانیبهرام بیضایی
او مردی ستوربان بود

یک نام آشنا که هرکس داستانش رو شنیده، درسش رو توی مدرسه‌ها خوندیم و کمتر کسی پیدا می‌شه که شناختی ازش نداشته باشه.

آرش یکی از مشهورترین اساطیر ماست که حالا بهرام بیضایی با قلم به خصوص خودش، یک روایت شجاعانه از آرش رو نقل کرده.

این کتاب فقط پنجاه صفحه هست، شاید یک روز هم برای خوندنش زمان زیادی باشه، اما برای مدت‌های طولانی ذهن رو درگیر خودش می‌کنه‌. در روایتی که بیضایی نوشته، آرش یک پهلوانِ بزرگِ نامدار نیست. فقط یک ستوربان ساده‌ میون لشکری پر از جنگاور و پهلوان هست. اینکه چطور اسمش سر زبان تمام مردم می‌افته رو بیضایی با پیچش داستانی شاعرانه‌ای که داره برای ما تعریف کرده.

کتاب ممکنه از لحاظ لغوی برای بعضی‌ها مشکل باشه. کلمات قدیمی و پرمعنای زیادی داخلش به کار رفته، مثل تمام آثار بیضایی. موقع خوندن نیازی نیست تک تک جملات و کلمات رو بفهمید و معنی کنید، همین که حس حماسی و جریان نبرد شما رو همراه کنه به نتیجه‌ی درست رسیدید.

بیضایی رو ممکنه با نمایش‌نامه و فیلم‌نامه‌‌هایی که داره بشناسید. این کتاب اما، یک روایت هست. گرچه به ساختار نمایشنامه‌های بیضایی بسیار شباهت داره اما در قالب یک روایت نقل شده تا بقیه برای معرکه‌ها و نقالی‌هاشون آزادانه ازش استفاده کنن. همونطور که اول کتاب، بیضایی نوشته:" روایت برای روایت، برای رستم بازی، و دیگر اجراها"

داستان سراسر دلاوری و رزم‌آوری و غرور و شکوه نیست‌‌‌. خط به خط داستان با شرم و شکست و ویرانی و آوارگی آمیخته شده. قهرمانان از دل سخت‌ترین روزها و مشکل‌ترین موقعیت ها بیرون میان، جایی که همه‌ی پهلوان‌ها از وظیفه و مسئولیت‌هاشون شونه خالی می‌کنن، یک ستوربان ساده می‌تونه بزرگ‌ترین قهرمان دوران بشه.

من شیفته‌ی لحن حماسیِ بیضایی هستم، نوشته‌های او در نظرم شاهنامه‌ی معاصر ماست؛ و چند خط از کتاب "آرش" رو بازگو می‌کنم تا جوشش حماسه رو در رگ‌هاتون حس کنید.

" و نعره از دل البرز برخاسته بود، و خورشید تندرو از رفتار بازایستاده، و هفت آسمان زبر زیر شده، و گردون به سرخی سرخ‌ترین شراب گشته. ابرها شکافته. رودها از راه خود باز گشته. وین آذرخشی چند، آذرخشی چند."

نقد تخصصی

نثر

★★★★★

لحن حماسی و جملات پرمعنای عمیق، بارزترین نشانه‌ی نثر این کتاب هست. شاید برای درک بهتر متن، نیاز باشه معنی یک سری کلمات رو پیدا کنید. اما با ندونستن اونها هم باز می‌شه مفهوم کلی و سیر داستان رو کامل درک کرد‌

ساختار

★★★★☆

جملات کوتاه، دیالوگ‌های پر معنا و تب و تابی که در تار و پود این کتاب گنجانده شده ممکنه گاهی گیج کننده به نظر برسه. ارتباط با شخصیت‌ها رو نمی‌شه واضح دنبال کرد و ممکن هست اتفاقات با همدیگه قاطی بشن و منظور نویسنده به خوبی درک نشه‌. پیشنهاد می‌کنم تمرکز بیشتری روی متن بگذارید تا داستان آشفته به نظر نرسه. ناگفته نمونه که این آشفتگی ممکنه عمدی باشه. در جریان جنگ هنگام شکست و نا امیدی چنین ساختاری دور از ذهن نیست.

م
مهرداد منش
کتاب

شخصیت‌پردازی

★★★☆☆

شاید در توصیف ظاهری شخصیت‌ها به چند جمله‌ی سطحی اکتفا کرده باشه، و حتی خیلی از اونها اسم خاصی هم نداشته باشن. اما به عمق احساسات و اندیشه‌های اونها بیشتر پرداخته. شاید برای ترسیم یک شخصیت از این کتاب مجبور باشیم تا حد زیادی از قوه‌ی تخیل خودمون استفاده کنیم اما حالات درونی و اعماق فکر اونها رو میتونیم واضح درک کنیم.

کازهKAAZEH

نقدهای تو هویت کازه هستند!

SECTIONS
فیلمسریالکتابتئاتر
KAAZEH
نوشته‌هاآثاردربارهٔ کازهنوشتنثبت‌نام
© ۱۴۰۵ کازه — همهٔ حقوق محفوظ است.Made for lovers of Persian culture